الشيخ الطبرسي (مترجم: نورى و مفتح)
13
تفسير مجمع البيان (فارسى)
فلان چيز موجود خواهد شد و به همان كيفيّتى كه خبر داده موجود مىشود و خلاف و تغييرى در آن واقع نخواهد شد . و احتمال سوّم دور است زيرا كه معدوم صلاحيت خطاب و امر ندارد و امر آن اگر چه بوجود و هستى تعلق گرفته شده و پس از آن موجود شود ليكن اين مقدار كافى نيست زيرا كه موجود شدن آن فرمانبردارى دستور و پذيرفتن امر است و اين در صورتى است كه مأمور موجود باشد نه معدوم و چنانچه اين معنى درست باشد بايد مأمور معدوم در خود فعلى انجام داده و فاعل خويشتن باشد همانطورى كه در سائر موارد مأمورى كه فرمانبردار است فاعل مأمور به و بجا آورندهء آن شمرده مىشود ، و اين معنا فاسد و بطلان آن آشكار است . و برخى گفتهاند : كلمهء « كن » همزمان با وجود اشياء گفته مىشود نه پيش از آن و نه بعد از آن مانند آيه شريفهء : « ثُمَّ إِذا دَعاكُمْ دَعْوَةً مِنَ الْأَرْضِ إِذا أَنْتُمْ تَخْرُجُونَ » « 1 » كه منظور اين است : در حال بيرون آمدن ميخواند آنان را نه قبل از آن و نه بعد از آن . و اين احتمال نيز نادرست است زيرا كه از جمله شرائط نيكو بودن امر و دستور اين است كه قبل از تحقّق مأمور به باشد - نه همزمان با آن - و همين طور دعا و خواستن آنچه از آيه استفاده مىشود : اين است كه خداوند نميتواند فرزندى براى خود اتخاذ نمايد زيرا بعد از آنكه ثابت شد او مخترع آسمانها و زمين است از اين راه ثابت مىشود كه او اوصاف اجسام و جواهر را دارا نيست زيرا كه جسم نميتواند فاعل جسم باشد و كسى كه داراى اوصاف جسم نباشد نميتواند فرزندى اتخاذ نمايد ، و از طرفى خداوند عيسى را بدون پدر هستى داد از لحاظ اينكه او مخترع و مبتكر اشياء است پس او بزرگتر است از اينكه فرزندى اتخاذ نموده و منزّه است از مانند اين امور .
--> ( 1 ) سورهء 30 آيه 25 پس هنگامى كه خواند شما را در حالى كه از زمين بيرون مىآمديد .